محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

974

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ص 534 عنوان : ص و صب : خبر آن ديه كه بر لب دريا بود [ كه : ص ] خداى ذكر او همى فرمايد [ صب : گويد ] فا : حديث القرية الَّتى كانت حاضره للسحر ص 536 س 13 : ص و صب : . . . آن خلق را كه بى فرمانى كردند از پس دو سال ايشان را بوزنه گردانيد . هفت روز بزيستند پس بمردند و از اين پس بدين كتاب باز شويم . ص 537 عنوان : ص و صب : خبر بردن عيسى عليه السّلام بر آسمان فا : حديث رفع للعيسى الى السماء س 1 : ص و صب : محمّد بن جرير ايدون گويند اندر اين كتاب كه عيسى عليه السّلام سه سال اندر ميان خلق بود و به كتب اخبار انبيا اندر ايدون است كه دو سال بود . پس به آخر عمر باز بيت المقدس آمد . پس حديث مايده . و جهودان كه بر وى گرد آمدند و تدبير كشتن او كردند . . . ص 538 س 13 : فا و ص و صب : گفت او را نكشتند و نه بر دار كرد ( صب : و بر دار نكردند ) و ليكن كسى ديگر را كه مانندهء او بود بر دار كردند س 20 : فا ، ص و صب : آن شب مريم او را بديد و بدانست كه كشته نيست و دلش بياراميد ، و عيسى آن شب به خانهء مريم بود ، و يحيى زكريّا را بخواند و حواريّين را طلب كرد دوازده تن بودند يكى شمعون بود ، از او بيزار شد و ديگر آنكه او را به سى درم بفروخت و جهودان را به دو دليل بود و ده تن مانده بودند از حواريّين . عيسى ايشان را طلب كرد . هفت تن را بيافت . عيسى از ايشان پرسيد كه آن يك تن كه مرا به سى درم بفروخت كجا شد . گفتند پشيمان شد و دانست كه گناه كرد و خويشتن را بكشت . . . ص 539 س 15 : ص و صب : چون عيسى حواريان اين هفت تن را و يحيى را خليفت كرد و ايشان را وصيت تمام كرد و مريم را بدرود كرد ، و خداى عزّ و جلّ را سپيده دم دعا كرد تا او را باز آسمان برد ، و ترسا آن امروز آن شب را بزرگ دارند كه عيسى آن شب از آسمان فرود آمد و باز آسمان شد و آن شب به شب عيد دارند و بدان شب بويهاى كندر بسيار دود كنند . . .